بهار94 + یه حرکت جدید

بازم اومدیم با تاخیر ..

ولی مهم اینه ک اومدیمزبان

سفره هفت سینی ک من و ابجی باهم چیدیم .فقط اون اینه بزرگه رو مامان گذاشتچشمک

مدیونین اگه فکر کنین یه دونه عکس درست و حسابی وایسادم تا مامان بگیره ..این یکیم ابجی بزور منو گرفت تا تکون نخورمنیشخند

ولی اینجا خودم مثل شازده پسرا وایسادم و گفتم مامان بیا ازم عکس بگیر ..تیپ و دارین کنیشخند

با شغل جدید مامان و بابا خیلی خوش بحال من شده ..

هرروز دوستای جدید ..جاهای جدید ..تفریح و گردش..دیگه هرچی بگم کم گفتم ابلهمژه

یکمی سرشون شلوغ تر شده و بیشتر بیرون میرن و من کمتر ماماتن رو میبینم ولی خیلی خوبه و دوست دارم ..

یه خوبی دیگه هم ک داره اینه ک من عاشق سی دی و کارتن هستم و تو خونه ما دیدن تی وی تایم داره ...

مامان که خونه هست تعطیله و وقتی میره بیرون برای اینکه من شیطنت نکنم تی وی روشن میشه و اون وقته ک خیلی خوش ب حالم میشه

هر وقت می خوام سی دی ببینم میگم مامان کی میری بیرون نیشخند

امسال با اینکه زمستون هوا بهاری بود ولی تو بهار هوا سرد و زمستونی شد ..باران و یه روزم برف تعجبولی خیلی خوب بود ..

هوا عالی ..کیف میداد بری کویر و پارک و گردش ..

تو عید مسافرایی ک ب شهر ما اومده بودند خیلی بهشون خوش گدشت ..بیشتر از همه از کویر خوششون اومد و دوست داشتند

و سوپرایز مامان و بابا برای دوستای جدیدمون برنامه کویر بود ک خیلی هم مورد استقبال قرار گرفت ...مژه

 

 یاسمین جون یکی از دوستایی بود ک تو عید باهاش آشنا شدم ..موقع رفتن یه هدیه خوشگل ب من داد قلب

یه روز باهم رفتیم کویر ..خیلی خوش گذشت ..موقع غروب یه آتیش بزرگ روشن کردیم و جبران4شنبه سوری رو کردیمنیشخند

چند روز پیش ب بابا گفتم شماره شو داری بهش زنگ بزنم باهاش صحبت کنم ..بگم بیاد خونمون زباناخه از الان آینده نگرمنیشخندعینک

 

 رادین جونم یکی دیگه از همون دوستاست قلب

روزی ک با خانواده رادین جون ب کویر رفتیم خیلی باد میومد ..کلی شن خوردیمنیشخنددوربینمون هم شن خورد و بعدش دل درد شد و کارش ب بیمارستان کشیدشیطان

 تو نوروز امسال برای مامان هم چند تا اتفاق جالب افتاد ک خیلی خاطره ساز شد ..ک سکرته ..فقط در همین حد میگم ک اگه یه زمانی اومد اینجا رو خوند ب یادش بیادشیطانچشمک

 آسمون زیبای کویر ....

 و باز هم سفر

و این بار در مسیر رفت ب تهران یه سر ب کاشان هم زدیم

ب یکی از دوستای بابا سر زدیم و اتفاق جالبی افتاد ک آشنایی و دیدار مامان و بابا با یه دوست جدید ک خیلی جالب بود و خاطره زیبایی در ذهنشون ب جای گذاشت قلب

خانم و آقای فرزانگان گرامی امیدواریم ک شما رو با بچه های عزیزتون ب زودی در یزد ببینیم قلبقلب

 و تهران ک این دفعه چون هوا خوب بود تونستیم بعد مدتها یه تهران گردی  بریم ..من برای اولین دفعه بود ک تهران می رفتم ..همیشه از کنارش رد میشدم و بای بای میکردمنیشخند

پارک پرواز

ک بسیار زیبا بود ...هوا بارونی و تمیز ک همه تهران پیدا بوداز خود راضی

 و بعد هم شمال ک نمیشه تا تهران اومدد و نرفت ..

مخصوصا اینکه مامانت عشق دریا باشهنیشخند

و عشقولانی پسر و پدرچشمک

 

 بندر پهلویچشمکو پارک نمیدونم اسمش چی بود نیشخند

 من و هاپو ی  دوست داشتنیزبانآقا نزن اردکا رو عصبانی

 آقا از اون تخم اردکا منم میخام شیطان

 بابا و تمیز کردن ساحل قلب

 و درختی ک خودم کاشتم و خوشحال و خندان ک خودم درخت کاشتیدمنیشخند

تو این سفر ک تقریبا سفر کاری بود

مامان و بابا یکی از کارایی ک تو برنامه شون بود و سال قبل نیمه تموم مونده بود رو انجام دادند ..

مامان یکم استرس داره ولی میگه تجربه هست و باید این کارو انجام بدن

امسال تابستان پرکاری رو پیش رو داریم ...

ولی همگی امیدواریم ک ب اون هدفهایی ک داریم برسیم و بتونیم تصمیم درستی رو بگیریم لبخند

/ 1 نظر / 80 بازدید
لیلا مامان الهه و الناز

سلام چقدر دلم برای شما و بچه ها تنگ شده بود. امیدوارم تصمیماتی که گرفتید و برنامه هایی که دارید به خوبی انجام بشه و هر روز شاهد موفقیت هاتون باشید. ما رو هم از حال خودتون بی خبر نذارید. ماشاا... آقا کوروش و پریسا جون چقدر بزرگ شدند. هردوشون رو می بوسم.