اهم اخبار

درود و دو صد بدرود

یعنی ما اصلا از خجالت رومون نمیشه ب اینجا سربزنیم ..از بس ک شما دوستان لطف دارین

خب از کجا بگم ...

از کجای این غیبت طولانی شروع کنیم ..

چی بگم ک این روزا اینقدر مامان تنبل شده ک نمیاد روزانه هام رو اینجا ثبت کنه ...

لبته بین خودمون باشه مشغله های کاریش خیلی زیاد شده ...

یادمه یکی دوسال قبل با شروع شدن فصل درس و مشق و مدرسه ها زندگی ما یه روتین خاصی داشت ..نطم و ترتیبی داشت ..9/5 تا 10 شب ک میشد ک خونه تقریبا تاریک میشد  ک آبجی باید بخوابه .مهمونیا کنسل بود تا آخر هفته ک آبجی جان درس دارن ..منم ک آقانیشخند

ولی الان هرکار میکنیم باز یه شب یه برنامه ای پیش میاد ک این برنامه عملی نمیشه و مامان از این بی نظمی اصلا راضی نیست و میترسه تو دراز مدت اثر منفی بزاره ..

ولی خوب از یه طرفم ک فکر میکنیم میبینیم آبجی جان بزرگ شده و مشکلی امیدواریم ک پیش نیادمژه

آبجی روزاشو با درساش میگذرونه ...اصلا هم وقت اضافه نمیاره تا با من بازی کنه .حتی آخر هفته ها هم مشغولهگریه

امسال حجم درساش خیلی زیاد شده ..حالا مامان میگه نمیدونم آیا واقعا اینقدر درساش زیاده یا اینکه ب خاطر مدرسه نمونه ک میره بیشتر سخت میگیرن و حجم درسا بیشتره ..

چند روز پیش مامان ب بابا می گفت احساس میکنم ک کار اشتباهی کردیم ک پریسا رو گداشتیم مدرسه نمونه ..چون مامان دوست نداره تمام وقت آبجی رو درس بگیره و فشار زیادی روش بیاد ..اون میگه هرچیزی با اندازش ..درس و هنر باید درکنار هم باشه از خود راضی

حالا بیایم سراغ خودم لبخند

شاه شاهان گل پسر خونه ..آقا پسر ..یکی یه دونه.گل بابونه .چراغ خونهنیشخنداینو مامان وقتی میخواد منو ناز بده میخونهخنده

گل پسری ک هر روز اقا تر از روز قبل میشه ..اصلا هم شیطونی بلد نیست زباناگه بهم هیچی نگن دوست دارم تمام وقتم رو جلو تی وی بگذرونم ..اصلا هم خسته نمیشم ..ولی این کار تو خونه ما قانو داره ..در روز بیشتر از یکی دوساعت تی وی نباید روشن باشه ..

ک مامان و بابا و ابجی با اون حجم کار و درس اصلا وقت نمی کنند بیان سراغی از تی وی بگیرن و چی میشه ..اینجوری میشه ک خوش بحال من میشه و تمام اون یکی دو ساعت ب من میرسه نیشخندک یه ساعت صبح و یه ساعت عصر منو مشغول میکنه ...

نسبت ب قبل کمتر بازی میکنم ..قبلنا با اینکه کوچیکتر بودم با اسباب بازیام مخصوصا ماشینام چند ساعتی مشغول میشدم ..تنهایی خودم رو ساعتها سرگرم میکردم ..عشق سافاری بودم ..تا جایی ک مامان نگران میشد ک چرا اینقدر تنها بازی میکنم

ولی الان اصلا تنها بازی نمیکنم ..همش دوست دارم یکی باشه تا باهاش بازی کنم و صد البته بهش دستور بدم نیشخند..خیلی ک پیش میاد ک تنهایی خودمو مشغول کنم ..اگه کسی نباشه هی غر میزنم و بهانه گیری میکنم ...

بیشتر از اینکه از بدنم کار بکشم از زبونم کار میکشم نیشخندعاشق بیرون رفتنم ..اینکه سوار ماشین بشم و تو خیابونا چرخ بزنم و بابا برام توضیح بده ک این چیه و چجوریه ..

کافیه یک دفعه یه جایی بریم .برای دفعه دوم کامل اون مسیر رو یاد گرفتم و مرتب آدرس میدم ک این ور برو ..اونور برومژه

ولــــــــــــــــــــــــــــی...

برعکس آبجی ک عاشق آموزش و نقاشی بود

من اصلا دوست ندارم ..

حتی مدادم ب زور دستم میگیرم ..حوصله اینکه بخوام یه جا بشینم و یاد بگیرم رو ندارم ..نقاشی رو هم تا حالا بهش علاقه ای نشون ندادم ..

هرچی مامان ب بهانه های مختلف میخواد یه چیزایی بهم یاد بده سریع از زیر کار در میرم زبانکارتای بازی رو با اینکه همه رو بلدم بخونم ولی وقتی مامان می پرسه جوابی بهش نمیدمنیشخنداینه ک مامان آخکلافهمیشه  و مناز خود راضینیشخند

امسال قرار بود برای 7 آبان بریم شیراز ک باز جور نشد ..

تولد آبجی جان هم ب دلایلی کنسل شد ساکت

یه مسافرت زمستانه هم هفته آینده در پیش داریم ک ب احتمال زیاد آبجی جان نمیتونه بیاد و تو خوابگاه مدرسه میمونه ...

خوب حالا بریم سراغ مامان و بابا ...

ک این روزا حسابی مشغولن ..

از مرداد ماه ک خونه آذر رو تحویل گرفتم دیگه حسابی سرگرم شدن ..یک ماهی رو ک مشغول تمیزکردن بودن و بعد اونم دارن سعی میکنند ک شب نشینی هایی رو اونجا داشته باشن ..

تو این مدت دوستای زیادی پیدا کردیم ک همه انسان هایی روشن فکر و اهل ذوق و هنر هستند

مامان و بابا برنامه های خوبی برای این شب شعر و شب نشین ها دارن

تو این شب ها شعرخوانی ..قصه گویی ..موسیقی و گپ و گفتی دوستانه هست ...

خانواده آقای ......ک همگی هنرمند و شاد هستند و شادی زیادی ب شب نشینی ها ی ما میدن

حالا قراره برنامه های زیادی داشته باشن برای شب چله و...........

هفته گدشته هم یه تور کویر داشتیم با همین دوستان ک خیلی خیلی خوش گدشت ب همگی مخصوصا ما بچه ها..

واینکه مامان و بابا روی رژیم غذایی هم کار میکنند ..با دوستان گیاه خوار و خام گیاهخوار نشست هایی دارند و مطالعه میکنند ک ببینند بهترین روش تغذیه چیه و چجوریه و اصلاح غذایی داشته باشند

و این بود اهم اخبار نیشخندخلاصه اینکه بهانه ها رو نوشتیم برای دیرکردن و سر نزدن نیشخندولی این ننوشتن باعث نمیشه ک دوستامون رو فراموش کنیم ..

از این ب بعد هم سعی میکنیم ک اینجا دیگه خاک نخوره زبانآب و جارو میکنیم مرتب نیشخند



/ 4 نظر / 36 بازدید
آزاده مامان دیانا&آوینا

سلام عزیزم.چقدر خبر خوب و عالی حتی شیطنتهای گل پسری هم که واقعا خواستنیه[پلک][قلب] و مطمینم یه روزی دلمون برای این روزها تنگ میشه پس قدرشو بدونیم[چشمک]

لیلا مامان الهه و الناز

سلام داشتم به وبلاگ دوستان قدیمی ام سر می زدم. با اینکه فکر نمی کردم پستی گذاشتید ولی اومدم و دیدم که خیلی وقته پست جدید گذاشتید و من ندیدم. بابت این قصور من رو ببخشید. در مورد مدرسه نمونه که پریسا جون می ره درسته که الان کمی درسهاشون زیاده و مرتب باید درس بخونن ولی نتیجه اش برای کنکور خیلی خوبه و انشاا... پریسا جون برای دانشگاه دیگه مشکلی نداره. گل پسر خونه آقا کوروش عزیز هم ماشاا... بزرگ و آقا شده. باید کشف کنید و ببینید علاقه گل پسر به چیه و همون رو پرورش بدید. امیدوارم در همه کارهاتون موفق باشید و در کنار همسر گرامی و بچه ها زندگی پر از آرامشی رو داشته باشید.