سفر نامه 1

خوب بالاخره مثل اینکه طلسم وبلاگ ما هم شکسته شدنیشخند

بعد از یه مسافرت یه هفته ای و کلی استراحت از خود در وکردنو به امورات خونه رسیدن اومدیم

البته در این بین خرابی دوباره کامی جون و عوض کردن ویندوز و  شبکه کردن اینترنت و سخت بودن کارکردن با لپ تاپ آقای پدر و رفتن به یه عروسی از دیگر بهانه های موجود میباشدقابل توجه مامان تربچه ها

البته اره هم برای بریدن درخت داریم

امیدوارم که شما دوستان عزیز ما را مورد عفو خود قرار دهید  

خوب بریم سراغ سفرنامه از خود راضی

امسال  قرار نبود اصلا بریم مسافرت ولی گرمای بیش از حد هوا باعث شد که دلو به دریا بزنیمو بریم

در کل مسافرت خیلی خوبی بود یعنی میشه گفت خیلی خیلی عالی وعلت اصلیش هم هوای بسیار وحشتناک عالی و خوب شمال بوداز خود راضی

یکی دوروز اول که هواسرد بود و ما کاپشن میپوشیدیم

چه کیفی میده بعد از اون همه هوای گرم لباس گرم پوشیدن و پشت شیشه ماشین بارون تماشا کردن

دیگه فول انرژی شدیمو برگشتیم

اینقدر هوا خوب بود و خوش گذشت که تصمیم گرفتیم که دوباره کاسه و کوزه مان رو جمع کنیم و برگردیم کرج تا بیشتر بتونیم از نعمت های خدادادی بهره ببریم

 

قبل از حرکت ...عینکو داشته باشیننیشخند

پارک ملت رشت

ورزش ظهر گاهی و بابای خجالتی

مسیر حرکتمون ...کرج ....منجیل....رشت ....یکی دوروز هم ساحل زیبای تازه آباد در نزدیکی رضوانشهر و بعد آستارا و دوباره تو همین مسیر هم برگشتیم

ما دوساله  وقتی میریم شمال میریم تازه اباد که جای خیلی خوب و ساکت و تمیزیه

امسال هم رفتیم اونجا ....یه رو ز هم رفتیم به جنگلهای دوران .... از اهالی محل آدرسشو گرفته بودیم که خیلی زیبا بود و ادم بادیدن اونها خدا رو اونجا حس میکرد

دریای تازه آباد و دختری ذغالی

مثل اینکه باز کامی داره قاط میزنه بقیه عکسا باشه واسه پست بعدی

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشین

چه خوب که از هوای عالی شمال استفاده کامل رو بردی . می خواستم بگم چه موهات بلند و ناز شده . خوشگل بودی خوشگلتر شدی . من اگه جات باشم موهام رو کوتاه نمی کنم . ( البته شوخی بود هر جور که دوست داری ولی من عاشق موی بلندم چه واسه خودم چه واسه سیمین [بغل]

مهسا

خدا رو شکر پریسا جونم که مسافرت بهت خوش گذشته[ماچ] ما که امسال نتونستیم بریم شمال[ناراحت]یعنی قرار بود بریم ولی مادر جونم فوت کردند و مسافرت ما هم کنسل شد.

مهسا

[قلب][قلب][قلب] [ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب][قلب] [ماچ][ماچ][ماچ] [قلب][قلب][قلب] [ماچ][ماچ][ماچ]

نرگس آهوی مهربون بهاری

سلام قشنگم خوبی؟؟؟ [ماچ] [گریه][منتظر][گریه] احتمالا به خاطر خرابی کامی نریسیدی بیای پیشم[پلک] [ماچ] [قلب]چقدر خوبه که حسابی بهتون خوش گذشته[ماچ] عزیزم شاد باشی همیشه[ماچ]

مامان پارسا

خدا رو شکر که بهتون خوش گذشت. کاش تو زودتر از من, سفر رفته بودی...آخه ما تو رشت خیلی نگشتیم...نمی دونستیم کجا ها بریم... اگر می دونستیم حتما تازه آباد و جنگلهای دوران می رفتیم. پریسای بلاچه با اون عینک دودی رو بچلون[ماچ]

مامان تربچه ها

سلام به به چه عکسهایی خوب خدا را شکر که زود اپیدین وگرنه از اره هم کاری ساخته نبود[چشمک] فکر کنم عکسها را با دوربین جدید گرفتین درسته؟[سوال]

شیلا

عزیزم نمیدونم چرا عکسهای این پست دیده نمیشه