عکسای سیزده بدر

 

سلام دوستای گلم

بعد از یه مدت طولانی اومدم دوباره

این روزا مامانی سرش شلوغه و کمتر به وبلاگ من میرسه گریهفکر کنم دیگه خودم باید دست به کار بشم و فرمون رو دست بگیرم  تا اینقدر سرم بی کلاه نمونه از خود راضی

همونطور که گفته بودم ما عید امسال رو به مسافرت نرفتیم و تصمیم گرفتیم که شهر خودمون رو زیرو رو کنیم مژه

روی تصمیم خودمون بودیم که روز ١٢ فروردین از راه رسید و کاسه چه کنم چه کنم رو دستمون گرفتیم که فردا رو چه کار کنیم و کجا بریممتفکر که نگو قراره یه اتفاقایی بیفته و ما خبر نداریمشیطان

شب خوابیدیم و دریریریییییییییییی .....وای دلم ...آی دلم ...وای مامانی دلم .....نترسید اینا صداهایی بودند که ساعت ۴ صبح سیزدهم عید داشت از تو خونه ما میومد ....خودتون دیگه تا آخرش رو حدس بزنید ساکت

واین قصه ادامه داشت تا ساعت ٨ صبح که بنده شکمو به دلیل خوردن زیاد چغاله های خوشمزه و بعدش هم باقالی های خوشمزه تر  یه آمپول جانانه نوش جان کردم تا دیگه پر خوری نکنم و هوس چغاله نکنم چشمک

و هین گونه صبح سیزده بدر ما توی درمونگاه سپری شد زبانو ما مجبور شدیم همون جا سبزه گره بزنیم نیشخند

خودمونیم هیچکی تا حالا این جور سیزده بدری داشتهسوال

بعدش هم رفتیم به باغ خودمون که اکثر فامیل هم اومده بودند و در کل روز خوبی بود

 

در حال چیدن لاله های وحشیاز خود راضی

بعد از یه آمپول سر صبح خاک بازی میچسبهخوشمزه

این هم امیر حسین شیطون پسر خاله من و من که حال خوشی نداشتم ناراحت

اینجام که دوتا شاخ از کلم بیرون اومدهلبخند

این هم یه عکس رویایی زیبا از بعد از ظهر رو ز سیزده فروردین

شب هم به خونمون برگشتیم تا واسه ی رفتن به مدرسه و شروع یه هفته کاری آماده بشیم بای بای

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عمو باربد...بابا سرخوش....

سلام به پریسا خانم گلم.... سال نو با تاخیر مبارک.... برایتان ارزوی سالی شاد و پر از موفقیت دارم.... در پناه حق.....[گل]

مامان آلینا

خدانکنه عزیزم.والایه مشکل کوچولوداره.قراربودامروزباباش صفحات آلبوم رواسکن کنه اونم نشده اونجوری که میخوام بایدفردادوباره ازروشون عکس بگیرم.ظرف همین چندروزه جتمامیزارم.پریساخوشگله روببوس[ماچ]

نوشین

نازی چرا آمپول زدی ؟ حتما دلدرد گرفته بودی به خاطر خوردن چغاله . من هم خیلی دوست دارم . خدا رو شکر که سیزده به در بهت خوش گدشت . دیگه درس و مدرسه شروع شده و داری تلاشت رو می کنی . آفرین دختر ناز [بغل]

مامان تربچه ها

سلام الهی حتما سردیت کرده بود عزیزم[ماچ] گاهی خودتون باید تجربه کنید تا باور کنید به امید تجربه های شیرین عکسها هم خیلی خوشگل شدن مخصوصا اخری که کلی از دیدن افتاب دلم جیز شد [گل] کلاه خیلی بیشتر از روسری بهت میاد [پلک]

مهسا

پریسای عزیزسلام. اگه وقت داری یه سری به وبلاگ من بزن. قربانت[ماچ][قلب]

مهسا

سلام پریسای عزیز. مامان پریسا جون امیدوارم حالتون خوب باشه. از کامنت با محبتتون برای مهسا متشکرم. سایتی که تو وبلاگ پریسا جون بود عکسها رو آپلود کردمwww.free2upload.com وقتی وبلاگ رو آپ میکردم عکسها کاملا" باز میشد دوباره چک میکنم.ممنون

شیلا

چه جای با صفایی انشاا... دیگه هیچ اتفاق بدی نیفته