خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ تابستون گذشته

امسال تابستون واسه کانون ثبت نام کرده بودم که فکر کنم 7-8 جلسه رو بیشتر نرفتم شیطان

علتش رو هم میدونید چی بود ؟ لبخند

وجود یه دوست خوب و مهربون بود که همیشه پیشم بود و منو سرگرم میکرد

آره من امسال با کامی جونم سرگرم بودم و کلی هم کار یاد گرفتم

نه فکر نکنید که بازی میکردم نه

من میتونم تو برنامه فتوشاپ عکسای خوشگل درست کنم بعدش هم اون عکسا رو ادیت کنم و آهنگ واسش بزارماز خود راضی ولی هنوز نمیتونم روی cd رایت کنمناراحتولی خوب یاد میگیرم مژه

بعضی وقتا مامانی با برنامه ورد واسم دیکته میگفتفرشتهتازه کلی هم دوست خوب تو اینترنت پیدا کردم که با نوشته ها و مطالب زیباشون سرگرم میشدم بغل

این اواخر هم که خودم دست به کار شدم و یه وبلاگ خوشگل درست کردم که واسه خودمه تشویقخجالت

اوایل مامان یکمی از کارهاشو بهم یاد داد ولی الان خودم همه ی کارهاشو میکنم ...میتونم تو وبلاگم هرچی دوست دارم بنویسم و حتی عکس هم بزارم ..خودم تنهای تنها ...واسه دوستام هم تو وبلاگشون نظر میدم و بهشون سر میزنم لبخند

دیروز هم رفتم از تو گوگل کلی عکسای خوشگل کارتونی پیدا کردمو سیوشون کردم که دیگه مامانی ...تعجب...شده بود

کلی کارا ی خوب دیگه هم کردم که یادم نیست چشم

فردا هم روز اول مهره و این هم پایان نامه ی تابستونی مننیشخند

این هفته کامی جون ما پاک قاط زده عصبانیو نمی تونم عکس بزارم ولی  تا چند روز دیگه عکسایی رو که تابستون خودم درست کردم رو میزارمبای بای

 

 

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها: