خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ سفر نامه 1

خوب بالاخره مثل اینکه طلسم وبلاگ ما هم شکسته شدنیشخند

بعد از یه مسافرت یه هفته ای و کلی استراحت از خود در وکردنو به امورات خونه رسیدن اومدیم

البته در این بین خرابی دوباره کامی جون و عوض کردن ویندوز و  شبکه کردن اینترنت و سخت بودن کارکردن با لپ تاپ آقای پدر و رفتن به یه عروسی از دیگر بهانه های موجود میباشدقابل توجه مامان تربچه ها

البته اره هم برای بریدن درخت داریم

امیدوارم که شما دوستان عزیز ما را مورد عفو خود قرار دهید  

خوب بریم سراغ سفرنامه از خود راضی

امسال  قرار نبود اصلا بریم مسافرت ولی گرمای بیش از حد هوا باعث شد که دلو به دریا بزنیمو بریم

در کل مسافرت خیلی خوبی بود یعنی میشه گفت خیلی خیلی عالی وعلت اصلیش هم هوای بسیار وحشتناک عالی و خوب شمال بوداز خود راضی

یکی دوروز اول که هواسرد بود و ما کاپشن میپوشیدیم

چه کیفی میده بعد از اون همه هوای گرم لباس گرم پوشیدن و پشت شیشه ماشین بارون تماشا کردن

دیگه فول انرژی شدیمو برگشتیم

اینقدر هوا خوب بود و خوش گذشت که تصمیم گرفتیم که دوباره کاسه و کوزه مان رو جمع کنیم و برگردیم کرج تا بیشتر بتونیم از نعمت های خدادادی بهره ببریم

 

قبل از حرکت ...عینکو داشته باشیننیشخند

پارک ملت رشت

ورزش ظهر گاهی و بابای خجالتی

مسیر حرکتمون ...کرج ....منجیل....رشت ....یکی دوروز هم ساحل زیبای تازه آباد در نزدیکی رضوانشهر و بعد آستارا و دوباره تو همین مسیر هم برگشتیم

ما دوساله  وقتی میریم شمال میریم تازه اباد که جای خیلی خوب و ساکت و تمیزیه

امسال هم رفتیم اونجا ....یه رو ز هم رفتیم به جنگلهای دوران .... از اهالی محل آدرسشو گرفته بودیم که خیلی زیبا بود و ادم بادیدن اونها خدا رو اونجا حس میکرد

دریای تازه آباد و دختری ذغالی

مثل اینکه باز کامی داره قاط میزنه بقیه عکسا باشه واسه پست بعدی

 

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۸
تگ ها: مسافرت