خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ پارک

سلام

خوبید .......خوشید

از اوضاع و احوال این چند روزه بگم که سه تا از امتحاناتم رو دادم مژهسه شنبه هم دیکته داریم و فقط یه دونه ریاضی میمونه و....والسلام ...نامه تمام

چندروز پیش بابایی منو برد همون پارکی که سرم داغون شده بود و دوباره همون ماشینه رو سوار شدم از خود راضیالبته با بابایی ...ولی نیمه راه پیاده شدم آخه یکمی میترسیدم استرس

امروز هم دوباره رفتیم پارک نزدیک خونمون ....این دفعه با چند تا از دوستام بودم خیلی خوش گذشت 

 کلی دوچرخه سواری کردیم و فعلا هم دارم میرم لالاخمیازهخمیازه

راستی خودم هم دیگه با سواد شدم و می تونم بنویسمهورا هر روز دارم خاطراتم رو می نویسم و مامان میخواد که اونا رو اینجاثبت کنه ...ببینیم کی به قولش عمل میکنهمنتظر

 

اون نقطه سیاه رو پیشونیم هم اثر همون حادثه تلخ قبلیه شیطان

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ۱۱:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها: