خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ کارنامه ترم اول

***سلام ***

دوستای گلم دوباره اومدم

اما یه خورده کوچولو دیر اومدم خجالت

این روزا دیر به دیر میام و به دوستام سر میزنم

چند وقتیه که با با کارهای کامپیوتریش رو میاره خونه انجام میده عصبانیو این کامپیوتر ما هم  مثل خط تلفن همیشه اشغالهنیشخند

مامان هم که طبق معمول یا داره تو آشپزخونه

یا اینکه داره

و کمتر میاد پشت

تا کارهای وبلاگ من رو انجام بده و میگه میخوام بیشتر به کارهای  خونه و درسای شما برسم

من هم زیاد به مامان اصرار نمی کنم و خودم هم بیشتر به درسام میرسم

یه موقه هایی هم که درس ندارم با اسباب بازیهام بازی می کنم

این هم یه نمونه از شاهکارهای بنده ساکت

اما خودمونیم هیچ مهندسی میتونه مثل من این همه  عروسک رو روی یه موتور جابده شیطان

وای نزدیک بود یادم بره

از الان هم داریم آلزایمر میگیریم

خوااااااااهرررجون نیشخند

این هم کارنامه ترم اولم که عکسش رو هم خودم با موبایل بابایی گرفتم

مامان که وقت نمیکنه

خودمون دیگه خود کفا شدیم مژهخنده

دیگه هم وقتم تمومه و باید که جام رو به نفر بعدی تحویل بدم

پس تا بعد

بای

 

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٦ بهمن ۱۳۸٧
تگ ها: