خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ سفر نامه قشم

سلام

دوستای عزیزم خوبید

من که خیلی خوبی خوبم

خوب اومدم از مسافرتمون به قشم بگم

جمعه هفته گذشته صبح خیلی زود یعنی اون موقعی که هوا هنوز تاریکه  و  من خوابم  زبان

حرکت کردیم و  ساعت فکر کنم نزدیک 2 یا 3 بعد از ظهر بود که رسیدیم

اول رفتیم آب گرم گنو که در 20 کیلومتری شهر بندر عباسه و نهار خوردیم  و یکمی استراحت کردیم   و بعد به شهر بندر عباس رفتیم

شب اول رو تو بند ر  خوابیدیم

 

 

صبح روز بعد هم به طرف قشم حرکت کردیم

من قبلا چند دفعه قشم رفته بودم  ولی این اولین دفعه بود که با ماشین خودمون می رفتیم  و  واسم خیلی جالب بود

امسال خیلی بیشتر از سالهای قبل از قشم خوشم اومد  ...........هوا هم نسبت به سالهای قبل خنک تر بود  و من یه کوچولو سرما خوردم

4 روز قشم بودیم و خیلی خوش گذشت  و جای همه دوستان خالی بود

پنج شنبه هم به طرف شهر خودمون حرکت کردیم و ساعت 1 هم خونه بودیم  و این جوری مسافرتمون تموم شد ابروابرو

 

این هم از یه گزارش  کاملا مختصر و مفید

انشالله که مورد قبول دوستان واقع شده باشد

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآاا م______________________ینخنده

 

این هم من و بابایی هستیم که با دوربین قهریم نیشخند

خداحافظ قشم .....خداحافظ بندر ............خداحافظ  دریا ی زیبا

 

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ دی ۱۳۸٧
تگ ها: