خاطرات خانه کودکی

ما فرزندان ایرانیم ، ایران پاک خود را مانند جان میدانیم ،آباد باش ای ایران،آزاد باش ای ایـــــــــــــــــــــــران

+ سفر +دندون لق

داریم میریم سفر

حالا کجا نمیذونم

مامان و بابا یه روز میگند میریم شیراز ....یه روز بندر عباس ....یه روز قشم ....یه روز بوشهر....نمیدونم .....منکه آخر نفهمیدم شاید همه رو رفتیمچشمک

یه سفر یه هفته ای با کلی خواهش و تمنا از خانم معلم اجازه گرفتیم و صد تا هم قول اله و وله دادیم که تو درسام تاثیر نزاره

پنج شنبه شب  رفتیم نمایشگاه صنایع دستی ...واسم خیلی جالب و دیدنی  بود

دیروز هم که کلی درس و مشق نوشتم و مامان باهام کار کرد تا تو درسا مشکلی نداشته باشم و حالا هم اماده به سوی س_____________فر

 

راستی خاله ها دیشب داشتم کشک میخوردم یه دفعه دیدم یه دندونم لق شده ...حالا کدوم دندون ....دندون اسیایی اونم تو ٨ سالگی یکمی عجیب نیست آخه هنوز دندون نیش بغلش نیفتاده  سوال   مگه دندونا به ترتیب نمی یفته   کسی تجربه ای نداره سوال

این صورتی خان هم جدیدا به جمع خونه ما اضافه شدندخیلی خیلی خوش اومدند...قدمشون به رو چشم

این هم در نمایی دیگر

 

راستی خاله ها یه سایت خوب واسه اپلود عکس بهم معرفی کنید ....کار باهاش راحت باشه ...آخه میدونید که من هنوز کو چولویم ...یکمی هم بی سواد

سایتی که قبلا خودم کار میکردم نمیدونم چرا دیگه کار نمیکنهسوال

خوب ما که رفتیم

نویسنده : پریسا و کورش ; ساعت ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸
تگ ها: